تبليغاتX
بزرگوار
 
بزرگوار
 
 
 
مدام پاییز و بهار می گذرد، فکر می کنم زندگی تکراری شده است!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 16:0  توسط م.ج.  | 

«تقابل چپ و راست تمام شد. تقابل اصولگرا و اصلاح طلب هم تمام شد. امروز تقابل تئوئیسم و اومانیسم است!»

 پی: نقل قولی است از دکتر عباسی!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 20:0  توسط م.ج.  | 

بسمه تعالي

الحمدلله رب العالمين، و الصلاة علي سيد الأنبياء و المرسلين، و علي آله سادة الأوصياء الطاهرين و علي جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.

جماعتي از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت مي كنند؛ اگر مقصودشان اين است كه بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.

و اگر بگويند كلمه اي مي خواهيم كه امّالكلمات باشد و كافي براي سعادت مطلقه دارين باشد، خداي تعالي قادر است كه از بيان حقير، آن را كشف فرمايد و به شما برساند.

پس عرض مي كنم كه غرض از خلق، عبوديت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/ ) و حقيقت عبوديت؛ ترك معصيت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح.

و ترك معصيت، حاصل نمي شود به طوري كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمدلله، لكنه ذكرالله عند حلاله و حرامه».

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست مي داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما مي رسد؛ و او را پيغمبر صلوات الله عليه براي ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، براي اين كه منبع همه خيرات است و وجود ممكنات، فيض اوست.

پس اگر خود و كمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستيم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.

پس كيمياي سعادت، ياد خداست، و او محرّك عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروي به رهبري آنها نماييم تا كامياب شويم.

ديگر توضيح نخواهيد و آن كه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [كنيد]، خودش توضيح خود را مي دهد.

اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستي؟! مي گويم: «اگر بنا بود كه بايد بگوييم ما عامليم به هرچه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمي شديم»؛ لكن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذالله علي العباد أن يتعلّموا حتي أخذ علي العماء أن يعلّموا».

مخفي نماند اگر ميسور شد براي كسي، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه «كونوا دعاة إلي الله بغير أاسنتكم»

وفقّنا الله و اياكم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علي محمد و آله الطاهرين واللعن علي أعدائهم أجمعين.

مشهد، ربيع الثاني

پی۱: منبع تبیان

پی۲: شادی روح این استاد اخلاق فاتحه مع الصلوات!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 14:0  توسط م.ج.  | 
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود!

پی: ساقیا ...

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 21:0  توسط م.ج.  | 
می میرم و زنده میشم وقتی چشات باز و بسته می شه ...

پی: فاطمیه در راه است...

 |+| نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 18:30  توسط م.ج.  | 
این که رخ دادن پدیده های نجومی نیاز به بازه های زمانی نجومی دارد صحیح نیست!

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 16:30  توسط م.ج.  | 

هوا گرگ و میش بود. با این که تابستان بود، خنکای هوا لرزآور بود. هر یکی سعی می­­کرد لحاف را بیش­تر به دور خود بپیچد و غافل از گرمایی که می­توانست وجود داشته باشد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 15:30  توسط م.ج.  | 
اول: صدای رضا که تو گنبد می‌پيچه، همه دلتنگي‌هام يادم مي‌ره. حس خاصيه، مثل حس بازگشت به اوريجين!

دوم: بود كه قرعه دولت به نام ما افتد؟

پي: بود كه قرعه دولت به نام ما افتد!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 22:0  توسط م.ج.  | 
دوستی موقع خداحافظی می‌گفت: «كوچولو رو از طرف من گاز بگير»!

پی:ظاهرن باید عید رو تبریک گفت! عید مبارک، صد سال به اين سال‌ها.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 2:0  توسط م.ج.  | 
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد...

پی: اسعدالله ایامکم!

 |+| نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 16:0  توسط م.ج.  | 
 
  بالا