تبليغاتX
بزرگوار
 
بزرگوار
 
 
 
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است. مکن ای صبح طلوع ...

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است. مکن ای صبح طلوع ...  

----------

بودند ديو و دد همه سيراب و مي‌مكيد
خاتم زقحط آب سليمان كربلا

---------

پ.ن.:امشب، شب ماندني است ...

 |+| نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 16:12  توسط م.ج.  | 
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 15:58  توسط م.ج.  | 
امروز صبح ميان ترم كنترل بود ساعت ۹.

۹:۰۲ يكي از دانشجوها تماس گرفت در حالي كه من زير لحاف سپری شدن عمرم رو pause كرده بودم. آماده شدم كه سريع بيام دانشگاه.

۹:۰۸ استاد تماس گرفت كه دارم برگه ها رو كپي مي كنم و دير مي رسم.

۹:۱۵ رسيدم تالار ۶، بچه ها مي خواستند برند. تهديد كردم. ساكت شدند!

۹:۲۲ استاد رسيد. پاسخنامه و برگه سوال رو توزيع كرديم. ۵ برگه سوال كم اومد. استاد از من به عنوان دستيار آموزشي درس خواست كه برم و ۵برگه كپي كنم. يه دفعه متوجه شدم كه حتي يه سكه هم تو جيبام نيست. به بهونه گرفتن برگه يكي دانشجوها، كه بيشتر مي شناختمش، رفتمش پيشش و گفتم كيف پولت رو هم بده. انوم داد بدون اينكه بفهمه واسه چي مي خوام! از درب تالار كه رفتم بيرون ديدم كيفش خاليه! استاد صدام زد و گفت برگه سوال پيدا شد و نمي خواد كه كپي بگيري.

۹:۳۵ تا ۱۲ رو از بس كه از اين صندلي رفتم به اون صندلي و سوالات عالمانه ي! بچه ها رو جواب دادم اصلا متوجه گذر زمان نشدم! حتي متوجه گرسنگي و حتي ...

پ.ن.۱: استادي ۲درتر از حضرت استاد و TAاي ۲درتر از من فكر نمي كنم پيدا بشه!

پ.ن.۲: درسته توي ترم نه استاد زياد بچه ها رو ديد و نه من ولي امتحان دكتر خوبيش اينه كه اولا به جاي كتاب باز و جزوه باز، TA بازه و دوما اگه از خود استاد سوالي بشه ايشون روي تخته سياه يه دور مسئله رو براي واضح شدن صورت سوال حل مي كنند.

پ.ن.۳: با اين همه امكانات، در حد اينكه استاد يا من خودكار دانشجو رو مي گيريم و راه حل سوال رو واسش مي نويسيم، ولي نفهميدم كه چرا هميشه بايد يه نمودار ۲ نمره اي زد تا ميانگين كلاس رو ۱۴ وايسه!

 پ.ن.۴: به قول سجاد «... Nikust»

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 16:10  توسط م.ج.  | 
 
  بالا