|
بزرگوار
|
||
همیشه یک طرف ابر، رنگ پاییز است ....
.
سيستم در حال ...
لطفن کمی ...
اما در مبارزه عشق با عشق! نه بولين حاكم است و نه فازي. اساساً منطق حكم فرما نيست!
پ.ن.: مانده ام ما بين بين الحرمين و بين الحرمين!
السَّلام عليك ايتها المظلومة المغصوبة، السَّلام عليك ايَّتها المضطهدة المقهورة

«رفتار من عادي است/ اما نمي دانم چرا/ اين روزها/ از دوستان و
آشنايان/ هر كس مرا مي بيند/ از دور مي گويد/ اين روزها انگار/ حال و هواي ديگري داري/ اما/ من مثل هر روزم/ با آن نشاني هاي ساده/ با همان امضا/ همان نام/ و با همان رفتار معمولي/ مثل هميشه ساكت و
آرام/...
به دنبال دانستنیها گشتهای، یافتهای و درسها را خوب فراگرفتهای. فکر کردهای که چه بکنی و چه نه.
برنامه میریزی. سعی و تلاش میکنی و البته توکل هم. اما ظاهرن همیشه فاصلهای است ما بین بخشی از کار با آنچه که دوست داری. واقعیتی است که باید بپذیری.
اما امروز چیز جدیدی را یافتهام! آنچه را که فاصله میدیدم، آن همآن شکافی است که با توکل پر شده است و ... الخیر فی ما وقع
و البته چیز دیگری را و آن واقعن دل به تقدیر بستن!
پ.ن.: گاهی مسیر جاده به بن بست میرود
گاهی تمام حادثه از دست میرود

پ.ن.: اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ، اين فراز رو كه مي خونم دلم مي لرزه از اينكه خودم رو دارم لعن مي كنم!
|
|