|
بزرگوار
|
||

پي: امسال توفيق دعاي عرفه ندارم. به جاي من هم...
پی: ... شعر من ساده است: من به کدام دل خوشی می خورم و طرب کنم؟
پی: بی ذوقی اِ مستی دو چندان شد، غمگساران را چه شد...
می خوام بنویسم آخرین باری که به گلدسته گوهرشاد تکیه کرده بودم، اميرعلي بعد از يه گريه مفصل، مي خنديد!
مي خوام بنويسم جاي خيلي ها اين جا خاليه!
مي خوام بنويسم ...
مي خوام ...
اول: صبح سر کلاس، همه اش خواب بودم. آخر کلاس موقع حضور و غیاب استاد فرمودند «شما هم که غایب بودید!» بعد از کلاس هم برای رفع مشکل احتمالی کلی باهام صحبت کرد. مرد مهربانی است.مثل 3 سال پیش که شریف دانشجو بود، فضای صمیمی را گرم نگه می دارد.
دوم: شریفی ها در همه چیز نخبه هستند. حتی شعور!
سوم: یا رب کی آن صبا بوزد ؟
چهارم: صبر است مرا...
پی: کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد!؟
|
|